قهرمان ميرزا عين السلطنه
831
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مىرفتيم بود . عربى شيراز و بسيار خوب است . امروز صبح از راه امامزاده داود به شهر رفتند . پنجم همين ماه بود به الموت رفتيم و شب در كولهء طالقان بوديم . پتوى جناب مرحوم ديشب گم شد و آن حكايت آن شب به يادم مىآمد . چقدرها افسوس از فوت او خورديم . خدايش رحمت كناد . هرچه افسوس بخوريم كم است . يك شب از آن سفر با تمام ايام مسافرت اين سفر برابر بود . انشاء الله ما هم روز يازدهم مىرويم . از گردو خاك التزام ركاب آسوده هستيم . شلوغى آذربايجان چندى است آذربايجان شلوغ شده . مجتهد تبريز اغوا كرده مردم بر خلاف طايفهء نظام العلمائيها شورش كردهاند . چون تمام عنان و اختيار وليعهد و آذربايجان به دست حضرات افتاده بود ساير طوايف بواسطهء حضرات بيكار مانده بودند . مجتهد هم با آنها از اول خوب نبود . پس از رفتن وليعهد از طهران خيلى آنها غلو كرده بيش از پيش كارها را ضبط كرده وليعهد را محاصره نموده بودند . شورش اول كه شد وليعهد تمام را اخراج كرد . بعد از چندى نجم السلطنه دختر فرمانفرماى مرحوم كه تازگى عيال وكيل الملك شده اندرون خدمت وليعهد رفته سرزنش زيادى كرده بود كه مردم چه حق دارند و شما چرا بايد تمكين كنيد . اين چه وضع است كه شما يك نوكر نتوانيد نگاه داشت . اين كلمات وليعهد را به سر غيرت آورده مجددا كارها را رجوع كردند . باز مردم شورش سختى كردند . اين مرتبه گفتند ابدا راضى نمىشويم كه يك نفر آنها در شهر تبريز بمانند . در كمال . . . وليعهد را مجبور كردند كه حضرات را پراكنده كند . قايممقام كه در حقيقت پيشكار كل و صدراعظم بود قرار شد فرنگستان رفته در آب « ويشى » مشغول مداوا باشد . وكيل الملك [ كه ] همهكاره و تمام ادارات سپرده به او بود مرخص شد . دبير السلطنه و سعيد السلطنه عتبات عاليات رفتند . نظام العلما كه سرسلسله و عقل كل حضرات بود به دهات خودش محض اصلاح مزاج مرخص شد . حالا تماما منتظرند تا از طهران و از طرف سنى الجوانب همايونى چه حكم شود و چه بكند . از قديم گفتهاند كه كار يك ولايت يا مملكتى تماما به يك طايفه نبايد رجوع شود ديگران هم محق [ اند ] و از اين مشاغل بهره بايد ببرند تا همگى شاكر و دعاگو باشند . اگر كار آذربايجان تماما با آنها نبود هيچوقت اين قسم فسادها برنمىخاست . ورود به طهران يكشنبه يازدهم - ديشب فخر الملك اينجا بود . خيلى خوش گذشت . صبح زود بيدار شده چهار و نيم به ظهر مانده اردو و شهرستانك را وداع كرده سربالا شديم و در گلكيله قدرى معطل شده ، حقيقت جاى خوبى است . كبكى پيدا نشد . تمام را در اين مدت پراكنده كردهاند . در شهرستانك بهتر از اين نقطه براى شكار كبك نيست . راه